کربلا خروجی جریانی است که قرآن را از عترت (ع) جدا کرد

شبستان: بعد از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و تشکیل سقیفه و تضییع حق مسلم مظلومی گمشده در سقیفه را که پیامبر از نخستین اقدام رسالت خود سفارشهای مؤکد کرده بود، و تجسم اسلام راستین را در وجود او خلاصه میکرد، علیرغم همه این وصایا انحراف از صراط مستقیم حق و قرآن آغاز میشود. چون عترت پیامبر (ص) از قرآن جدا شد و زمانی که مفسرین واقعی قرآن که همانا اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند، در صحنه نباشد ما نمیتوانیم از قرآن پاسخ مسایل و مشکلات عدیده خود را بدون راهنمایی اهل بیت(ع) بیابیم و به اذعان میبینیم که اقدامات تدریجی که بعد از پیامبر(ص)انجام شد زمینه سازی انحراف از حدود و مقررات الهی را پایهریزی کردند، و این سیاست گام به گام از رواج بیش بیشتری برخوردار شد. در حالی که قادر نبودند آشکارا بر خلاف سیره و سنت نبوی اقدام مؤثری نمایند، اما رد پاهای آنها در جاده انحراف نقش راهنما را داشت که با تحریف و گریز از اصل اسلام و تفسیر به رأی قرآن و تعطیل حدود الهی و... واقعیّت عینی به خود گرفت.
تجاوز به بیت المال مسلمین، استخدام کارگزاران فاسد و متظاهر به فسق و فجور، به سقوط کشانیدن جامعه از نظر سیاسی، فرهنگی- دینی و اخلاقی و انحراف اساسی در بعد تبعیض نژادی بنی امیّه، رفتار سوء با مردمان عجم به عنوان سنت، تبعیضات مالی، مسکونی و مقامها و منصبها در جامعه نو پای اسلامی مشهود بود. چشمپوشی و عفو و اغماض یاران و خویشان در حکومت عثمان به اوج خود رسید. حدود الهی تعطیل شد، به طوری که حد زنا در مورد شخصی به نام «مُغیرة» به اجرا در نمیآید. بیت المال به غارت اطرافیان میرود، دشمنان خدا و پیامبر (ص) از احترام ویژهای بهرهمند میشوند. ابن مسعود و عمار یاسر مورد خشم قرار میگیرند. اباذر تبعید میشود. ولید بن عَقبه به سِمَت استان دار منصوب میشود که بیشتر اوقات مست به مسجد میآید و روزی نماز صبح را از روی مستی چهار رکعت میخواند و زمانی که با اعتراض مردم رو به رو میشود اِعلام میکند، امروز با نشاط هستم، اگر مایلید بیشتر بخوانیم! و در محراب عبادت قِی میکند. انحرافات بیشمار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی خلیفه در حد اَعلا ظاهر میشود. بدعتهای گوناگون وضع میشود. اذان سوم در روز جمعه اضافه میشود. خواندن نماز در «مِنا» چهار رکعت میشود.
از اسبها زکات گرفتن به قانون متعلقات زکات اضافه میشود. رأی خاص خود را در جنابت به اجرا در میآورد و... مورد خشم و اعتراض ملت قرار میگیرد و مسلمین برای خاتمه دادن به این همه جنایت در قالب اسلام و در نقش خلیفه مسلمین خانه او را محاصره مینمایند و او را به دست قهر انتقام خویش گرفتار ساخته و به حیات پر از ذلت و گمراهی توأم با انحراف و بدعتهای تعمدی او خاتمه میدهند. بخشی از موجبات قیام جاویدان کربلا در عصر خلافت عثمان پیریزی میشود. بعد از خلافت عثمان دوران حکومت عدل امام علی(ع) این راز ناشناخته جهان هستی میرسد، اما برنامههای عدل گستر او با طبع ددمنشان و دینارپرستان و... واقع نمیشود و امام همام توفیق کامل را در اصلاح امور و احیای سنت پیامبر و کشف حقایق را با مخالفت و توطئه ناکثین و مارقین قاسطین و... به دست نمیآورد و در پایان شهید عظمت خویش میگردد.
بعد از شهادت این رادمرد توحید و عدالت، دوران امامت سِبط اکبر پیامبر(ص)، امام حسن مجتبی(ع) - فرا میرسد و با همه رشادتهایی که به کارمی بندد با سست پیمانی مردم رو به رو میشود و ناچار از در صلح وارد شده و برای حفظ اسلام مصالحه میکند، با آن شروطی که قید میکند.
به هر حال به طور عملی موفق به اصلاح و پیرایش انحرافات رایج در جامعه نمیشود و زنگار جهالت مردم نسبت به وضع احکام و واقعیتهای اسلام و قرآن همچنان باقی میماند و با دست نفاق به شهادت میرسد. آنگاه معاویه ابن ابی سفیان بدون رقیب یکه تاز میدان خلافت مسلمین میشود و در گام نخست همت میگمارد تا نام پیامبر (ص) را از افواه و اَلسِنه مردم و اذهان و قلوب مردم محو سازد. مُغَیرَةِ بن شعبه میگوید: روزی معاویه به من گفت: با زنده بودن نام این مرد (محمد) کدام عمل باقی است؟ به خدا قسم چارهای نیست، مگر اینکه نام او دفن شود.
معاویه در اولین اقدام خود نقل گفتار پیامبر اسلام(ص) را ممنوع کرد، سخنان پیامبر (ص) را به استهزاء گرفت. مصداق شجره ملعونه در قرآن همانا، اهل نفاق است که معاویه مظهر آن است، چون او با اختیار اسلام را قبول نکرد، بلکه از ترس شمشیر بود که به ظاهر پذیرفت و اکنون با تیشه عداوت خود حملات پی در پی را با پوشش فریب و نیرنگ به ریشه اسلام میزند. در پی جامه عمل پوشاندن به اهداف پلید خود دست به کشتن مردان خدا و پیروان راستین پیامبر (ص) و شیعیان علی (ع) میزند. حُجر بن عدی و یاران او را به شهادت میرساند. به مبارزه با علی (ع) برمی خیزد. امام حسن(ع) را با خدعه و نیرنگ و زور و تزویر و اجیر کردن سپاه او وادار به صلح مصلحتی مینماید.
فرهنگ استعماری خویش را در جعل احادیث در مدح بنی امیه و ذم آل علی (ع) به اجرا در میآورد. سب علی (ع) را در تعقیبات نمازهای روزانه رواج میدهد، اسلام معاویه پسند حاکم میشود، با تبلیغات شوم خود، اهل بیت عصمت و طهارت را مخالف و معاند با اسلام و «صَدّ عَن سَبیلِ الله» معرفی مینماید. نماز جمعه در روز چهارشنبه خوانده میشود! علیرغم مواد صلح با امام حسن(ع) برای یزید بیعت میگیرد و ولی عهد معرفی میکند و حکومت اسلامی را موروثی قرار میدهد.
امام حسین(ع) در خطبهای که میخواند با اشاره به اوضاع حاکم بر جامعه مسلمین میفرماید: «میترسم که دین خدا محو گردد و نابود شود.»، اما شرایط حاکم بر جامعه در خلافت سراسر نیرنگ معاویه آنچنان حاد است که اجازه یک قیام آشکار را به امام حسین(ع) نمیدهد. علاوه بر این که به صلح برادر با دیده احترام مینگریست. بعد از اینکه زاده معاویه، یزید پلید روی کار آمد، شرایط و موجبات نهضت به کمال خود رسید. یزید برخلاف نیاکان ناپاک خود علیرغم عداوتی که با اسلام و قرآن داشت در حفظ ظاهر نیز موفق نبود و آشکارا مرتکب قبایح و رذایل میشد.
حاصل همه عمر یزید در وجود زن، شراب و شعر و در ستایش این دو خلاصه میشد. او در جوانی علاقه خاصی به دختری به نام «اُرَینِب» پیدا میکند که این دختر در کوفه از نظر زیبایی و لطافت شهرت به سزایی داشت. زیبایی او عشقهایی را پیرامونش افروخته بود. اشعار مختلف، غزلها، داستان ها و... ورد زبانها شده بود. از جمله یزید در روزهای نوجوانی خویش برای او شعر میگفت: «او صدای داوود و زیبایی یوسف و حکمت لقمان و پاک دامنی مریم را دارد و من حزن یعقوب، اندوه یوسف، رنجهای ایوب و بیم آدم را دارم، او اگر دامان پیراهنش به زمین نمیسایید، تیمم با خاک برایم جایز نمیشد و...»
علاقه برخاسته از هوای نفس او نسبت به این دختر تا جایی است که بعد از شنیدن ازدواج او با پسر عمویش، یزید بیاختیار گریه میکند و تا صبح به میگساری اشتغال میورزد. میگفت:
«اگر به آئین محمدی شُرب خمر حرام شده شراب را به آیین مسیح به من دهید»! و شور و شیدایی یزید نسبت به اُرَینِب به گوش معاویه میرسد و او برای تحقق آمال و هوسهای شوم و نافرجام یزید، با حیله و نیرنگ عبدالله (همسر اُرَینِب) را به کارهای حکومتی میگمارد تا پس از مسمومیت آن با نقشههای شیطانی، همسر او را به چنگ فرزند ناخلف خود درآورد که پس از مدتی وادار به طلاق مینماید و با دخالت امام حسین(ع) این خدعه خنثی میشود و هر دو به زندگی خویش بازمی گردند.
یزید کسی است که هرگز به مصالح عمومی نمیاندیشد، سرلوحه همه فعالیتهای او همانا عشق بازی، سگ بازی و رقصانیدن میمون، شعر، میگساری و... است، شبهای «قُبه خضرآء» نقطه سیاهی است در تاریخ حکومت بنی امیه به عنوان خلفای اسلام. یزید در اشعارش الحاد میورزد و تکفیر میشود. اعمال زشت او در کشور سرمشق میشود. او صریحاً میگوید: «بر محمد (ص) وحی نازل نشد بلکه میخواست با ادعای دروغ پیامبری به قدرت برسد.» اعلام میکند به شهادت رساندن حسین (ع) برای انتقام خون کشته شدگان در جنگ بَدر است. یزید برخلاف خلفای قبل از خود، تحت نقاب نفاق عمل نمیکند بلکه پرده از روی کردار و نیات ناپاک نیاکان خود در براندازی اسلام و محو اسم پیامبر (ص) بر میدارد. جنایات بیشمار او در مدت کوتاه حکومت نشان از روح پلید اوست. امام و یاران او را با فجیعترین وضع به شهادت رسانده و اهل بیت(ع) او را به اسارت میبرد. فاجعه کشتار مدینه و غارت اموال و نوامیس مردم و مباح کردن هر آنچه در مدینه است برای سپاهیان خود و به آتش کشیدن خانه کعبه و سنگ باران آن ازجمله کردار زشت این حاکم دَدمنش در چهره خلیفه مسلمین است.
در این شرایط است که اسباب و علل برای نهضت عاشورا مهیا میشود، علاوه بر اینکه از دوران خلفای قبل از یزید نیز شرایط مساعد بیشماری به وجود آمده بود، ولی جنایات و فسق و فجور یزید شدت بخشید و گذشتگان با استمداد از اسم دین و نقاب نفاق و توسل به زَر و زور و تزویر بهانهای جدی برای مبارزه به دست کسی ندادند، اما این جرثومه فساد و شجره خبیثه با تمام توان سعی و کوشش خود را در اشاعه فساد و فحشا و محو اسلام و قرآن به کار گرفت. در این موقعیت حساس، امام (ع) به محض آگاهی از خلافت یزید میفرماید: «وَ علی الأسلامِ وَ السَّلام: در جایی که یزید حاکم جامعه اسلامی بشود فاتحه اسلام خوانده است.»
نوشته دکتر احمدعلی افتخاری، نویسنده و استاد دانشگاه اصول الدین قم
در فضایی که سخنرانان، فقط سخنرانی می کنند و آداب سخندانی را نمی دانند که یکی از این آداب گوش دادن به حرف دیگران است این وبلاگ گوش شنوایی خواهد بود برای تمامی مشکلات و انشاءالله در حد توان انعکاس دهنده مشکلات مردم در تمامی زمینه ها. پس شما نیز مشکلات خود را با ما در میان بگذارید و ما را از انتقادات و پیشنهادات گوهربار خود بی بهره نگذارید تا عیبهایمان بیش از پیش هویدا نگردد.