روزی که پسرم، علیاصغر(ع) شد

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، شهید «محمود کریمیزرندی» در سحرگاه نهم شهریور 1342 به دنیا آمد و در سیزدهم آبان 1362 در پنجوین عراق شهید شد و هیچ وقت پیکرش برنگشت.

مادر این شهید در ایامی که زمین و آسمان در سوگ سرور و سالار شهیدان نشسته است، خاطرهای را از عاشورای حسینی و روزی که بر تن محمود لباس حضرت علیاصغر (ع) پوشاند، روایت میکند:
***
پ
محمود چند ماهه بود؛ در روز عاشورا لباس حضرت علیاصغر(ع) بر تنش کردم و به مراسم تعزیهخوانی که در شهرری برگزار میشد، رفتیم.
این لباس خیلی به محمود میآمد، مانند تمام مردم ایستاده بودیم و تعزیه نگاه میکردیم؛ تعزیهخوان در نقش امام حسین(ع) روی اسب بود؛ محمود را به آغوش او دادیم، یک لحظه احساس کردم که سر محمود به یک طرف افتاد.
صحنه کربلا و لحظهای که کم سن و سالترین سرباز امام حسین (ع) روی دستهای ایشان قرار گرفت، جلوی چشمهایم آمد.
انگار محمود خودش را برای عاشورایی شدن آماده کرده بود؛ بیتاب و بیتابتر شدم؛ دیگر تحمل نداشتم محمود از من دور باشد، دنبال اسب میدویدم، احساس مادر علیاصغر(ع) به من دست داد؛ همسرم با دیدن این حال من، به سراغ تعزیهخوان رفت و گفت: «بچه را بدهید، مادرش دارد میمیرد».
در فضایی که سخنرانان، فقط سخنرانی می کنند و آداب سخندانی را نمی دانند که یکی از این آداب گوش دادن به حرف دیگران است این وبلاگ گوش شنوایی خواهد بود برای تمامی مشکلات و انشاءالله در حد توان انعکاس دهنده مشکلات مردم در تمامی زمینه ها. پس شما نیز مشکلات خود را با ما در میان بگذارید و ما را از انتقادات و پیشنهادات گوهربار خود بی بهره نگذارید تا عیبهایمان بیش از پیش هویدا نگردد.