چرا غرب از نسرین ستوده حمایت می کند؟+اسناد و مدارک
فیلم ها تا چند لحظه دیگر در مقاله قرار خواهد گرفت ... منتظر باشید این روزها نام نسرین ستوده و آنچه که نقض حقوق بشر و بد رفتاری با او خوانده می شود را زیاد می شنویم. از صدای آمریکا، بی بی سی فارسی و من و تو گرفته تا سایت های نزدیک به جنبش سبز و سلطنت طلبان مطلقه تا مشروطه خواهان همه یک صدا ندای مظلومیت او را سر می دهند! این روزها اعلان حمایت از خانم ستوده حتی محافل سیاسی و حقوق بشری غربی را هم وارد گود کرده است. اما به راستی علت این همه توجه به سرنوشت این وکیل منتقد جمهوری اسلامی و چشم بستن همزمان از وقایعی چون نسل کسی مسلمانان در میانمار و نقض سازمان دهی شده حقوق اولیه مردم در بحرین چیست؟ گرچه توجه به سرنوشت هر انسانی مهم و ارزشمند است، اما این روزها بیش از گذشته نگاه سیاسی به مقوله حقوق بشر آزار دهنده شده است. وقتی دبیرکل سازمان ملل نگرانی خود را از وضعیت ستوده در ملاقات با لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران اعلام می کند؛ ولی همین شخص در مورد نسل کشی مسلمانان در میانمار سکوت اختیار می کند، باید برای حقوق بشر انسان محور قرن 21 تأسف خورد که اینگونه اسیر بازی های سیاسی شده است. در تحرکی دیگر که بازهم رنگ و بوی سیاسی دارد، پارلمان اروپا در جلسه ای عمومی با انتشار بیانیه ای حکم صادره در خصوص ستوده را با معیارهای خود محکوم می کند. اوباما رئیس جمهور امریکا نیز در پیام نوروزی خود به دستگیری ستوده اشاره می کند و می گوید: "ما شاهد بوده ایم نسرین ستوده به خاطر دفاع از حقوق بشر به زندان افتاده است." این گونه حمایت های رسانه ای و دیپلماتیک از خانم ستوده در حالی است که اوباما و پارلمان اروپا تا کنون برای نقض حقوق اولیه هزاران زندانی سیاسی در رژیم های مرتجع عربی هیچ بیانیه ای را صادر نکرده اند. به راستی چرا 30 هزار زندانی سیاسی در عربستان سعودی دیده نمی شود؟ اگر حکم دادگاه ایران معتبر نیست آیا نمی توان همین نگاه را به احکام دادگاه های آمریکا و اروپا تسرّی داد؟ در این بین عدم رعایت عدالت رسانه ای در بحث حقوق بشر به ضرر توده های مردم و به نفع روزنامه نگاران، دانشجویان، وکلا و فعالین حقوق بشر غرب گرا کاملاً نمایان است. به باور بسیاری از تحلیل گران در مورد پرونده نسرین ستوده نیز نگرش های غرب گرایانه، فمنیستی و از همه مهم تر ضد جمهوری اسلامی ایشان عامل اصلی این توجه هاست. به طور مثال گرچه که در چند سال اخیر چندین فعال اسلام گرای حامی آیت الله سید علی خامنه ای برای مبارزه با مفاسد اقتصادی به زندان افتاده اند، اما هیچ صدای اعتراض و حمایتی از این رسانه ها که این روزها بحث مشکلات اقتصادی مردم و فساد را به محور تبلیغاتی ضد حکومتی خود بدل کرده اند مشاهده نشده است. از منظر این رسانه ها افرادی چون نسرین ستوده در جایگاه قدیسانی قرار گرفته اند که به خاطر آنچه که دفاع از ارزش های لیبرال خوانده می شود باید از گناهان آنها گذشت! جارو جنجال های رسانه ای اخیر در مورد پرونده نسرین ستوده در حالی است که مدت زمان طولانی بود که به کم تر مطلبی در مورد ایشان در همین رسانه ها بر می خوردیم. رسانه های غربی و در پس آن رسانه های ماهواره ی مخالف جمهوری اسلامی با تمام توان توانسته اند در این مدت با ابزار قرار دادن نسرین ستوده و دیگرانی چون او که مرتکب جرم آگاهانه شده اند به نام دفاع از حقوق بشر اهداف سیاسی خود را دنبال کنند. در این بین اقدام های غیر حقوقی و سیاسی خانم نسرین ستوده بویژه در مصاحبه با رسانه هایی که به لحاظ قانونی مصاحبه با آنها جرم تلقی می گردد بر پیچیدگی پرونده او افزوده است. به گونه ای مصاحبه های تند او با صدای آمریکا، رادیو فردا و بی بی سی فارسی در چهار چوب قوانین حقوقی کشور جرمی اشکار تلقی می گردد. علاوه بر این اهدای جوایز متعدد به خانم ستوده از سوی نهادهای غربی در جهت تشویق بیشتر این وکیل به قانون شکنی و رفتارهای خارج از عرفی چون چون کشف حجاب خود گواهی است بر این ادعا. حمایت از مجرمانی چون وابستگان گروه تروریستی "تندر "که دستانشان به خون مردم این کشور آلوده است جای بسی تأسف دارد. به طور مثال نسرین ستوده در مصاحبه با «دویچه وله» و پس از اعدام اعضای گروهک تروریستی تندر می گوید: «هیچ مدرکی دال بر گناهکاری آرش رحمانی پور وجود نداشته و فقط قوه قضائیه اراده کرده بود تا او را قربانی کند! وقتی نمی توانم برای موکلانم کاری کنم ترجیح می دهم با آن ها اعدام شوم!»؛ جالب است که بدانیم همین فردی که خانم ستوده به مظلوم نمایی برای او می پردازد در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ (برابر با ۱۲ آوریل ۲۰۰۸)، طی انفجاری در حسینیه شهدا کانون رهپویان وصال در شهر شیراز، ۱۴ نفر را به شهادت رسانده است. اینک سایت ماهستیم بیوگرافی و مطالبی را در خصوص نسرین ستوده برای اولین بار منتشر می کند، ما هستیم سعی می نماید به منظور روشنگری در این بین از ویدئو ها و تصاویر مستند بهره برده و گزارش خود را با استناد به آن منتشر کند. نسرین ستوده کیست؟ نسرین ستوده لنگرودی متولد ۱۳۴۲حقوق دان و وکیل دادگستری است، ستوده کارشناسی ارشد حقوق بینالمللخود را ازدانشگاه شهید بهشتی گرفته و از سال۱۳۷۰ مدتی نیز به فعالیت مطبوعاتی در نشریه «دریچه گفتگو» پرداخته است.همچنین مقالاتی در روزنامههای«جامعه» ، «توس» ، «صبح امروز» و «مجله آبان» منتشر کرده است.نسرین ستوده وکالت پروندههای حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸رابرعهده داشته است. او عضوکانون مدافعان حقوق بشر وابسته به محافل غربی مخالف جمهوری اسلامی است؛ که در این خصوص و نقش کانون مدافعان حقوق بشر و فعالیت های ماجراجویانه آنها در ایران بیشتر توضیح داده می شود؛همچنین نسرین ستوده برگزار کننده و دست اندرکار کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین زنان در ایران بوده است. نسرین ستوده در سال ۱۳۸۸(شمسی) برنده جایزه حقوق بشر «سازمان حقوق بشر بینالملل» شد. در سال ۲۰۰۸ کمیته بین المللی حقوق بشر ایتالیا که سازمانی غیر دولتی در زمینه حقوق بشر است، نخستین جایزه خود را به نسرین ستوده اهدا کرد. انجمن آمریکایی قلم (پن) روز چهارشنبه ۲۴ فروردین (۱۳ آوریل) اعلام کرد که جایزه آزادی قلم باربارا گلداسمیت سال ۲۰۱۱ خود را به نسرین ستوده، وکیل، فعال حقوق بشر و روزنامه نویس ایرانی اختصاص داده است.
کشف حجاب نسرین ستوده پس از دریافت جایزه باربارا گلد اسمیت نسرین ستوده به علت عضویت در گروه غیرقانونی، تبلیغ علیه نظام و شرکت در اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری، در شهریور 89 پس از احضار به دادسرای اوین، بازداشت و در دادگاه بدوی به 11 سال حبس و 20 سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم گردیده و در دادگاه تجدیدنظر مدت حبس به 6 سال و محرومیت از وکالت به 10 سال تقلیل یافت. سم پاشی نسرین ستوده در جلسات غیرقانونی نسرین ستوده وکالت شیرین عبادی،حشمتالله طبرزدی،عیسی سحرخیز،محمد صدیق کبودوند،امید معماریان ، احمد نجاتی کارگر، آرش رحمانیپورو... را در پرونده دارد. نگاه به همین لیست و سوابق برخی از افراد خود گواهی است بر این ادعا که خانم ستوده با دور شدن از وظیفه اصلی خود، حرفه وکالت را به عرصه ای برای انتقام گیری سیاسی از جمهوری اسلامی بدل کرده است. در این بین مصاحبه های او با رسانه های ماهواره ای که با بودجه های غربی اداره می شوند با هدف اثرگذاری و تحت فشار قرار دادن دستگاه قضایی صورت گرفته است. اصرار نسرین ستوده بر پذیرش پرنده افرادی خاص، این ایده را تقویت کرده است که غرب با کمک افرادی چون ستوده و در پوشش وکالت قصد حمایت از شبکه پیچیده فعالین غرب گرا و برانداز خود در داخل را دارد. آنهایی که با اسامی فوق آشنا هستند نیک می دانند نسرین ستوده وکالت چه کسانی را بر عهده گرفته است، در میان کسانی که نسرین ستوده وکالت آنها را برعهده گرفته است تقریباً می توان گلچینی از اقدامات ضدمیهنی و ضددینی را بسته بندی نمود. هر چند نوشتن درباره عناصر فوق خود به تنهایی احتیاج به نگارش مقاله ای جداگانه دارد اما سعی می کنیم خیلی کوتاه درباره هر یک از آنها توضیح دهیم. شیرین عبادی خانم عبادی در جریان نا آرامیهای دانشجویی در سال 1378 بدون ارائه سند و دلیل اتهاماتی را مبنی بر دست داشتن مقامات حکومتی در آن جریان عنوان نمود که منجر به بازداشت وی در سال 1379 شد. یکی از این اقدامات سیاسی شیرین عبادی قضیه موسوم به "نوار سازان" است که با هدف جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی پس از جریان کوی دانشگاه شکل گرفت و در راستای آن برخی از افراد معلوم الحال و وابسته به بعضی از جناح های افراطی با تهیه، توزیع و تکثیر نوارهای ویدئویی و صوتی در داخل و خارج از کشور، با سوء استفاده از افرادی که ادعا می شد وابسته به برخی جریان های سیاسی مانند «انصار حزب الله» تلاش نمودند این جریانها و بعضی نهادهای نظام را به دست داشتن در جریان کوی دانشگاه متهم سازند و در اذهان مردم و افکار عمومی جامعه چنین وانمود کنند که قضیه کوی دانشگاه از سوی آنها طراحی و پی ریزی شده است. شاید بتوان اقدام های این چنینی را یکی از علل اصلی بحران سازی برای دولت اصلاحات در آن ایام و در نهایت شکست اصلاح طلبان دانست. گرچه شیرین عبادی و نسرین ستوده نهادهای امنیتی را عامل شکست اصلاحات در ایران می دانند؛ اما در منظر بسیاری از کسانی که آن روزها را درک کرده اند، ماجراجویی های بی ثمر و اقدام های غیرقانونی امثال چون عبادی و ستوده کار را به جایی رساند که شاهد رویگردانی مردم از اصلاح طلبان بودیم. شیرین عبادی تنها به زبان دموکراسی و حقوق بشر فریاد نمی زند، بلکه با سکوت در مباحثی که پای غرب در آن جنایات گیر است عملاً نگاه سیاسی به دموکراسی را نشان می دهد. در این دموکراسی هرآنچه که جمهوری اسلامی و اسلام گرایان انجام می دهند خلاف حقوق بشر است و در سوی دیگر هرآنچه که فعالین غرب گرا و تمدن باختر انجام می دهد مصداق حقوق بشر و ستودنی است. جدا از گلایه ها همسرش که نشان از بی مسئولیتی او به کانون خانواده می باشد، عبادی در جریان پرونده «آمنه بهرامی» که قربانی اسیدپاشی شده بود چهره واقعی خود را برای چندمین بار دیگر نمایان کرد. آمنه بهرامی در گفتگو با برنامه زن امروز صدای آمریکا ضمن افشاگری در مورد نگاه عبادی به مقوله حقوق بشر موضع حمايتي عبادی از او را يک ژست سياسي در پوشش حمايت از حقوق زنان و براي مخالفت با نظام جمهوري اسلامي توصیف کرد. حشمت الله طبرزدی حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار،فعال سیاسی و فارغ التحصیل رشته مهندسی راه و ساختمان ازدانشگاه پلی تکنیک تهران است؛ حضور حشمت الله در دفتر مرکزی «تحکیم وحدت» و ادامه فعالیت های دانشجویی که کم کم رنگ و بوی سیاسی را به خود گرفته بود کار را برای طبرزدی به جایی کشاند که او علیه جمهوری اسلامی و رهبری هر آنچه که می خواست انجام داد. طبرزدی در سالهای پایانی دهه هفتاد به چهره شاخص دانشجویی مخالف جمهوری اسلامی بدل شد و «جبهه دموکراتیک ایران» را تأسیس کرد و اکنون خود را یک سکولار میداند! عیسی سحرخیز بی شک داستان عیسی سحرخیز پیوند ناگسستنی با جریان غرب گرای دوران اصلاحات دارد، جریانی که خروجی آن امثالی چون عطاالله مهاجرانی، فریبا داوودی مهاجر،علی افشاری، شیرین عبادی، اکبر گنجی و ... هستند. انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور درسال ۱۳۷۶باعث شد عیسی سحرخیز بهعنوان مدیر کل مطبوعات داخلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عطاالله مهاجرانی مشغول به کار شود. سحرخیز در سال ۱۳۷۱ پس از استعفای خاتمی از وزارت ارشاد از مدیریت ایرناکناره گرفت و به عنوان رئیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به سازمان ملل در نیویورک رفت.او در جریان اغتشاشات 88 ریاست جمهوری درتاریخ۱۲تیر۱۳۸۸بازداشت می شود،سحرخیز از سوی شعبه ۱۵دادگاه انقلاب اسلامیتهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهامتوهین به رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام به سه سال حبس محکوم می شود؛ عیسی سحرخیز پس از اعلام دادستانی مبنی بر معرفی خود در دوزادهم تیرماه در حالیکه برای فرار به خارج از کشور خود را مهیا می کرد در شمال دستگیر شده و به زندان اوین انتقال می یابد. فریبا داوودی مهاجر از عناصر ضدانقلاب خارج نشین،توهین سحرخیز به رهبری را ستایش می کند عیسی سحرخیز در سوم مرداد ۱۳۸۹ از زندان رجاییشهر نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه ایران منتشر کرد که در آن خواستار تشکیل دادگاه علیه رهبری شد.او در این نامه اعلام کرده است در صورتیکه ظرف مدتی یک ماهبه شکایتاش رسیدگی نشود از طریق شیرین عبادی بهمجامع بین المللی شکایت خواهدبرد. این ماجرا بعدها باعث می شود رضا پهلوی عمل انجام نشده سحرخیز را پی گیری نموده و آن را در دادگاه بین المللی لاهه مطرح کند که موفق به انجام آن نمی شود! محمدصدیق کبودوند محمدصدیق کبودوند در مقاطع کارشناسی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد مالی تحصیل نموده با این وجود ورود او به عرصه روزنامه نگاری و سیاست روی می آورد،در تابستان 1367وی به همراه تعدادی از فعالان ایرانی سازمان «اتحاد برای دموکراسی در ایران» را تاسیس می کند.پس از آن کبودوند تلاش کرد تا مجوز و امکان انتشار نشریهای را فراهم آورد که سرانجام در سال 1382 موفق به انتشار هفته نامه «پیام مردم »شد که در زمینههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی اجازه انتشار یافته بود. با نشر اکاذیب و مطالب خلاف واقع، هفته نامه «پیام مردم» توقیف و محمدصدیق کبودوند با تودیع وثیقه آزاد می شود، اما تذکر مسئولان امر کارساز نمی شود و این بار محمدصدیق کبودوند با راهاندازی سایت اینترنتی «پیام مردم» و ایجاد وبلاگ هایی به نام «رنج مردم»، «روزگار»، «روز کرد» و «روزنامه نگار کرد» به فعالیتهای خود بویژه در زمینه حقوق بشر آن هم با خط گیری از سازمانهای حقوق بشری و نگاهی سیاسی ادامه می دهد. او در20 فروردين 1384 موجودیت سازمان غیرقانونی و بدون مجوز حقوق بشر کردستان را در تهران اعلام کرده و تحت نام این سازمان خوراک خبری سازمان های به ظاهر حقوق بشری فعال در خارج از کشور را فراهم می کند. در دادگاه انقلاب اسلامی تهران کبودوند به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل سازمان های مردمی بدون مجوز به ده سال حبس و از حیث تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم شد؛ پرونده مربوط به فعالیت روزنامه نگاری که به اتهام تشویش اذهان عمومی از طریق درج مطالب در هفته نامه پیام مردم توسط دادگاه عمومی و انقلاب سنندج به یکسال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از روزنامه نگاری و مدیریت نشریه و ابطال پرونده انتشار پیام مردم محکوم شد که پس از تایید در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میزان محکومیت حبس در دیوان عالی کشور به ۶ ماه تقلیل یافته است.محمد صدیق کبودوند در مجموع به 11 سال زندان محکوم شده است. منبع:ما هستیم
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14:16 توسط محمد
|
در فضایی که سخنرانان، فقط سخنرانی می کنند و آداب سخندانی را نمی دانند که یکی از این آداب گوش دادن به حرف دیگران است این وبلاگ گوش شنوایی خواهد بود برای تمامی مشکلات و انشاءالله در حد توان انعکاس دهنده مشکلات مردم در تمامی زمینه ها. پس شما نیز مشکلات خود را با ما در میان بگذارید و ما را از انتقادات و پیشنهادات گوهربار خود بی بهره نگذارید تا عیبهایمان بیش از پیش هویدا نگردد.